هنر زندگی و بداهه گری

هنر زندگی و بداهه گری

1401/2/20 10:31:18
140

هنر زندگی و بداهه گری

وقتی کارم را به عنوان بازیگر شروع کردم، دو علاقه‌مندی داشتم: کلیسا و کلاس‌های بداهه‌گری.

به هر دو علاقه‌ام، عشق می‌ورزیدم و می‌خواستم هر دوی آن‌ها را دنبال کنم، چرا که به‌نظر نمی‌آمد مسیر این دو در زندگی، دو نقیض جداگانه باشد. از کلیسا درس‌های بسیاری آموختم؛ از جمله برنامۀ زندگی که کلیسا به من آموخت. کار من رمزگشایی از این برنامه و تکمیل آن بود. در مقابل، بداهه‌گری به من آموخت که هیچ برنامۀ شاهکار و فوق‌العاده و حقیقت واحدی وجود ندارد. کار من شنیدن صدای حقیقت و کشف آن روی صحنه بود.

البته لوتری(1) هم بودم و منظم به کلیسا می‌رفتم. اما اکثر مواقع، کلیسا را با حسی از هراس ترک می‌کردم، هراس‌هایی از این دست: اگر برنامه‌ریزی‌ام جواب ندهد چه؟ اگر خطا باشد چه؟ و از کلاس بداهه‌گری با حس شور و هیجان بیرون می‌آمدم: در عملیات ایجاد چیزی از هیچ شرکت می‌کردم. نمی‌دانستم چگونه این دو ایده را باهم آشتی دهم.

سال‌ها بعد پسرم که دانش‌آموز دبیرستانی شده بود، به من گفت: "بزرگ‌ترین مشکلی که من با شما دارم این است که مسیحی‌بودنِ شما باعث شده خودانگیختگی را از دست بدهید".

می‌خواستم به او بگویم تنها انتقاد را بابت نبودن در خانه در روزهای سه‌شنبه عصر می‌پذیرم؛ اما می‌دانستم حق با او می‌تواند باشد. تمام هوش و حواسم درگیر تکمیل‌کردنِ برنامه بود. خسته و بی‌رمق شده بودم و انگیزه و شادی‌ام را از دست داده بودم.

ماریان مک کیبن- یک کشیش رسمی و آموزندۀ بداهه‌گری‌ است... او قوانین بداهه‌گری و روحیات معنوی مسیحیت را باهم جمع کرده و نتایجی به دست آورده که در این کتاب به صورت راهنمایی برای زندگی نوشته است. او نتیجه می‌گیرد هر فردی می‌تواند با تمرین بداهه‌گری، آن را وارد زندگیِ معنوی خود کند. او نابغه است!

به نظر مک کیبنِ دانا، زندگی فرصتی برای کشف و برای یافتن خدا در میان تمام شگفتی‌ها و آشفتگی‌های این جهان است. چه می‌شود اگر سرنوشت به دست خدا نباشد؟ چه می‌شود اگر پاسخ خداوند "آری- و" نباشد. چه می‌شود اگر خداوند از ما بازخواست کند و از ما بپرسد: چه می‌خواهی؟

آیا این درخواست، دعوتی هولناک و هراس‌انگیز نخواهد بود؟ اگرچه گامی به سوی بلوغ و خردمندی است. کتابِ "خدا، بداهه‌گری و هنر زندگی"، دشواری‌ها و معماهای حل‌نشدنی هم دارد. می‌دانید که تکرار مکرّرات و بیهودگی‌ها روح شما را خواهد کُشت.

این کتاب راه به اعماق می‌برد و راهی بهتر به شب‌های تاریکِ روح باز می‌کند. می‌توانیم یاد بگیریم شکست و ابهام را بپذیریم، بدون ‌آن‌که تسلیم شویم. می‌توانیم پاسخ دهیم به تراژدی، به فاجعه، به شکست و به سختی‌ها و دشواری‌ها، همان‌طور که مک کیبن دانا از طریق جلوۀ "زیبایی" انجام داده است.

این کتاب را دوست دارم و آن را به جامعه و به انجمن کوچک خودمان پیشکش می‌کنم.

و اما بداهه‌گری را آغاز کنیم.

سوزان. ای. ایزاک

 

لوتری1: پیرو کلیسای لوتران از فرقه‌های پروتستان پیرو اندیشه‌های مارتین لوتر

 

نظرات کاربران